رويكرد فرهنگي دولت و بايد هاي سفر سوم
دور سوم سفرهاي هيات دولت به استانها با رويكرد فرهنگي ؛ اجتماعي در حالي انجام مي پذيرد كه حدود 2سال از فرمايش مقام معظم رهبري در خصوص ضرورت توجه به مقوله فرهنگ مي گذرد:
«« فرهنگ مانند هوا برای زندگی انسان اهمیتی حیاتی دارد و بسیاری از مشکلات جامعه با فرهنگ سازی حل می شود، بنابراین باید از بخش فرهنگ رفع مظلومیت شود و ضمن اختصاص اعتبارات لازم، فرهنگ عمومی و «عرصه ها و وسایل فرهنگی»، جهت گیری ارزشی بیابند . »».
رويكرد فرهنگي دولت دهم با سفر به 4 استان برخوردار در حوزه هاي فرهنگي و اجتماعي ( خراسان رضوي ، آذربايجانشرقي ، اصفهان و فارس ) حاكي از عزم جدي در ارتقاء فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي و بسترسازي لازم براي بالفعل نمودن ظرفيتهاي سرشار فرهنگي و اجتماعي ست .
آنچه در اين مجال اندك بنا داريم به آن توجه دهيم بايدها و ضرورتهايي ست كه بايد قبل از سفر رياست محترم جمهور و هيات دولت به استان تهران و خاصه شهرستانهاي استان ( كه قريب الوقوع نيز ميباشد ) به آن پرداخت كه در ذيل به نكاتي اشاره خواهد شد :
بهره گيري از تجارب ديگر استانها در خصوص نوع پيشنهادات و تصميمات اتخاذ شده در كارگروه فرهنگي و اجتماعي دولت ميتواند نگرش مديران اجرايي و ستادي ( استاني و شهرستاني ) را عميق تر نمايد .
با توجه به اينكه اكثر تصميمات و مصوبات كارگروه فرهنگي و اجتماعي دولت در حوزه هاي نرم افزاري ميباشد و اشاره به ارتقاء كمي و كيفي فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي و تقويت سرمايه هاي اجتماعي دارد ، لذا پروژه هاي عمراني حوزه فرهنگ درصد كمتري از بودجه را به خود اختصاص داده است ، كه اين خود نويد بخش نگاهي نو و افقي روشن در عرصه مديريت كلان فرهنگي و اجرايي كشور خواهد بود .
شناسايي و احصاء اولويتهاي فرهنگي و اجتماعي استان ميسر نخواهد شد مگر با تعامل دستگاههاي متولي امر فرهنگ و همچنين بهره گيري از نظرات ادارات شهرستاني و خاصه فرمانداريها كه البته براي جهت دهي به پيشنهادات آنان مي بايست سرفصلهاي مشترك بين ديگر استانها را احصاء و با ذكر مصاديق در اختيار مديران مربوطه قرار داد .
استفاده از نظرات نخبگان و فرهيختگان و اساتيد دانشكده هاي مرتبط در حوزه علوم اجتماعي و مطالعات فرهنگي ميتواند در تنظيم برنامه ها به دست اندركاران كمك شاياني نمايد .
شهرستانهاي در معرض آسيب كه عمدتا در حاشيه هاي پايتخت نيز هستند ، مي بايست از اين ظرفيت در جهت ارتقاء كمي و كيفي فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي خاصه در دو نهاد خانواده و مدرسه بهره فراوان گيرند و ضرورت دارد متوليان امر در اينخصوص با عنايت ويژه موضوعات را بررسي ،كارشناسي و ارائه برنامه نمايند .
فراهم نمودن بسترهاي لازم در جهت بروز و ظهور مشاركتهاي مردمي بعنوان سرمايه هاي اجتماعي نظام گام موثري ست كه عدم توجه به آن ميتواند تبعات مختلف فرهنگي ، سياسي و اجتماعي را در پي داشته باشد .
خصيصه هاي مهمي همچون اثربخشي ، افزايش نشاط اجتماعي و مشاركتهاي مردمي ، ارتقاء فرهنگ عمومي و ... در ارائه برنامه ها از سوي متولين امر بايستي مد نظر باشد .
در پايان متذكر ميدارد استان تهران با 8/19 درصد از جمعيت كل كشور ، داراي ظرفيتهاي بالقوه و سرشاري ست كه با مديريت صحيح ميتوان آنرا به فعل رساند و در جهت ارتقاء نشاط اجتماعي و افزايش مشاركتهاي اجتماعي كوشيد .





